دوستان کاری کنیم نراقی ها سیزده بدر بیان پایین و بالا نرن


عملیات بزرگی در پیش رو بود . رزمندگان شهر نراق تحصیل در دبیرستان حاج عباس معصومی را رها کرده و برای حفظ ثغور مرزها به استان خوزستان حرکت کردند .

1 (77).jpg

سر از پا نمی شناختند و آموزش های تکمیلی را فرا گرفته و مترصد حمله بودند . شهرستان خالی از سکنه شوش در استان خوزستان در تیر رس ارتش متجاوز عراق قرار داشت . اکثر نیروهای اعزامی از نراق را موسسین بسیج تشکیل داده بودند .

(39)~1.jpg  1.jpg

سال جدید در حال تحول بود و سلحشوران دور هم گپ و گفت داشتند و هر کس حرفی زد . سال نو 1361 تحویل شد .

عارف بلند پرواز سید غلامرضا باشی گفت عید ما زمانی است که بر دشمن پیروز شویم .

1 (37).jpg

   شهيد سيد غلامرضا باشي

مهدی عباسی که عاشق و ملول گشته بود گفت بیایید کاری کنیم که مردم نراق روز سیزده بدر به جای رفتن به دشت آصیف آباد برای عزا و ماتم ما بیان قبرستان پایین .

(16)~1.jpg

شهيد مهدي عباسي

قاسم جعفری گفت می خواهم برای مادرم جنازه ام را عیدی ببرند .

121 (10).jpg

                                                                                                                                              شهيد قاسم جعفري

دومین روز عید یعنی 2/1/1361 عملیاتی شروع شد که نام آن را فتح المبین گذاشتند . مردم نراق در گذران سال نو و تعطیلات بودند که جبهه شلش در روستای زعن در فاصله کوتاهی از شهرستان شوش کن فیکون شد .

1 (56).jpg

محلاتی ها بیشترین شهید و اسیر و مجروح را دادند .

نراقی ها چهار شهید و سه اسیر و هفت مجروح تقدیم کردند .

بمیرم برای جنازه های سوخته شده در میدان مین . جنازه های مطهر شهیدانی که پس از مرگ با عزتشان نیز زیر رگبارها و ترکش ها گرفتار ماند .

(31)~1.jpg

شهیدان عبدالله محمودی و مهدی عباسی در حال قرائت قرآن

فدای قطرات خون شهیدانی که آنقدر جنازه ها در معرکه ماند تا خون ها از جهش ایستاد و خشک گردید .

به فدای لب های عطشان فرزندان سید روح الله در زعن

نمانم تا ببینم مادرانی که اجازه نیافتند جنازه های جگر گوشه هایشان را مشاهده کنند .

1 (61).jpg

شهیدان فتح المبین سید غلامرضا باشی و مهدی عباسی

نراق کوچک محشر کبری شد . هر خانواده شهیدی ، اسیری و مجروحی و عجب عیدی شد برای مردم .

مجروحین از بیمارستان یا فرار و یا رخصت خواسته بودند و خودشان را به نراق رسانده بودند . اغلب از فراغ و غصه خودشان را داخل قبرها می انداختند که چرا ماندند . اما از تشیع جنازه ها خبری نبود و جنگ ادامه داشت و پیروزی بزرگ فتح المبین در یک قدمی بود .

سرانجام اولین پیکر مطهر را آوردند و او عبدالله محمودی بود که روز 12 فروردین 1361 گلزار شهدا را افتتاح نمود .

62.jpg   zstdh.jpg

شهيد عبدالله محمودي

حالا سیزده بدر شده و خواسته مهدی عباسی محقق گردید . خدای من این جمعیت کلان باید در آصیف آباد سیزده را بدر کنند ولی انکار همه آمدند امامزاده سلیمان تا مهدی و سید غلامرضا باشی و ابوالفضل بیابانگرد را با شکوه و عظمت بر دستان مهربانشان تشیع و کمک حال داغ خانواده ها باشند .

1 (71).jpg   1 (79).jpg

شهيد ابوالفضل بيابانگرد

از آن به بعد دیگر سیزده بدر کسی بالا نرفت و خوش گذرانی و تقسیم شادی در پایین و در گلزار شهیدان نراق بین همه خانواده ها تقسیم شد .

فقط یادمان نرود خانواده های فتح المبینی ها هم نزد فرزندانشان ماوا گرفته اند . آقای غلام محمد عباسی و همسرش خانم توران قاسمي – آقای علی محمودی و همسرش خانم فاطمه رضایی



به روح همه شهدا ، صلحا و اموات صلوات


 وبلاگ سلحشوران شهر نراق16/1/1392